تبليغاتX
ترویج اندیشه دینی

مقدمه:

نگاهی به سیر تحول فرهنگی

 

 اگر فرهنگ را به معنای باورها و داشته های هر قوم بدانیم ، تهاجم فرهنگی در اصطلاح به معنای دوری از داشته های فرهنگی هر قومی است ودر دیدگاه اسلامی ما به معنای فراموش کردن باورهای مذهبی – دینی ویاهضم شدن در فرهنگ اقوام دیگر است.

آن چیزی که مقوله تهاجم فرهنگی را در عرصه جهانی حتی در میان کشورهائی که با اسلام ودین و مذهب ارتباطی ندارند لزوم حفظ باورهای سنتی به عنوان منبعی اصیل برای حفظ ارزشها برای هر قومی است.و امروزه بسیاری از کشورهای سنتی همچون چین و ژاپن از نفوذ ارزشهای غربی به فرهنگ های سنتی خود نگرانند ودر پی آنند که به هرقیمت ممکن در مقابله با سیر فزاینده ضد فرهنگ ها به مقابله برخیزند،وتنها فرق ما با ایشان در آنست که این کشورها ابزار ها و راه کارها را به خوبی می شناسند و ما نه ابزارهای لازم را در اختیار داریم ونه راه کارهای صحیح آنرا بلد هستیم ونه حاضر به فداکاری در عرصه تبلیغ دین هستیم.

مطلب مهم آنست که ما از دیدگاه اسلامی خود اشاعه فرهنگ اسلامی را نه تنها بد نمی دانیم بلکه اشاعه وگسترش این فرهنگ را به عنوان یکی از واجبات دینی خود به شمار می آوریم که از صدر اسلام با ارسال نماینده های تبلیغی حضرت رسول اکر م آغاز شد ودر دوره خلفاء و ائمّه ادامه یافت والبته در هر دوره این تبلیغ واشاعه اسلام با ابزار خاص آن دوره همراه بود

اسلام همزمان با سفارش به گسترش دادن اسلام و نشر اسلام به عنوان تنها فرهنگ اصیل جهان نسبت به هضم نشدن در سایر فرهنگ ها هشدار جدی داده وبه عنوان نمونه استفاده از پوشش کفار را حرام دانسته است ،پس شاید بیجا نباشد که این مقوله فرهنگ وتبلیغ فرهنگی را یک جهاد فرهنگی بنامیم که هر قومی که عقب بماند وخود را به خوبی برای مقابله با این ضد فرهنگ ها آماده نسازد ،صرف نظر از نوع فرهنگی که دارد ،در فرهنگ دیگر که راه این جنگ سرد را می داند والبته آنرا به کار می برد هضم شده و نابود می گرددوبعید نیست که بتوان  فرمایش قرآن مبنی برآمادگی در برابر کفار وآماده کردن تجهیزات ونیروها را برای مقابله باکفاررا به آمادگی در برابر جنگ فرهنگی هم تعمیم داد.

باتأسف فراوان باید گفت: بخش اعظم هر آنچه به سر تمدن عظیم اسلامی وحکومت های اسلامی بیش از آن که مربوط به ضعف در جهاد اصغر باشد مربوط به جهاد اکبر وضعف نفسانی در میان حکومت های اسلامی ومردم وسپاهیان مسلمان بوده است چرا که ما بارها شاهد پیروزی لشکر های کم جمعیت اما استوار وبا روحیه قوی دینی بوده ایم اما آنجا که این روحیه دینی جای خود را به هوا وهوس وجنبه های نفسانی ومادی وشهوت گشت ، به دنبال خود شکست نظامی اسلام را به دنبال آورد وامروزه استکبار جهانی ونظام های ضد مذهب وضد اسلامی غرب وشرق با درک درستی که از واقعیات تاریخی دارند، برخلاف مسلمانان که با روحیه ساده انگارانه خویش هر گونه توطئه برعلیه دین  را ساخته وپرداخته ذهن تاریخ می دانند ، سعی دارند با سودجوئی از این حربه کهنه بدون هزینه نام دین را از صحیفه تاریخ بزدایند،.این توطئه بر علیه دین تنها به اسلام باز نمی گردد بلکه اولین اقوامی که فریفته ضد دین وتهاجم دینی و تهاجم فرهنگی شدندادیان الهی پیش از اسلام چون یهود ومسیحیت بودند که به علت عدم پیروی از پیامبران الهی ، در فرهنگ های بت پرستی وضد دینی  هضم ونابود شدند وامروز جز نامی از این ادیان باقی نمانده است واگر نظام کفر با سلاح ونیروی نظامی می خواست که بر علیه این ادیان اقدام کند موفق نمی شد کما اینکه فرعونها نیز موفق نشدند،اما در قرون اخیر به دلیل عملی شدن ونهائی شدن توطئه استکبار بر علیه دین ،از ادیان ابراهیمی جز پوسته ای بر جای نیست وقرآن کریم با توصیه اکید به مسلمانان مبنی بر دوری از دوستی از کفار و احکامی که برای ارتباط با غیر مسلمین وضع نمود راه را برای این سلطه بست وبه مسلمین اخطار کرد که ارتباط با کفار ودوستی ومشورت با ایشان وپیروی از سیره کفار ومشرکین ودلبستگی به داشته های ایشان ، نتیجه ای جز کفر وجاهلیت ندارد.

+ نوشته شده در  چهارشنبه 8 خرداد1387ساعت 0:21 قبل از ظهر  توسط   | 

چند روز قبل سالروز میلاد امام کاظم علیه السلام بود وبه رفقا برای تبریک این روز پیام فرستادم اما متاسفانه انگار برخی گمان کرده اند چون ماه صفر است نباید حرفی از میلاد ائمه به میان آورد ودوستان تنها یحزنون لحزننا را گرفته اند ویادشان رفته که حدیث یفرخون لفرحنا هم دارد!واین هم از اوج شیعه بودن ما که از ائمه تنها چند امام مشهور!!آنرا می شناسیم!
+ نوشته شده در  یکشنبه 28 بهمن1386ساعت 7:31 قبل از ظهر  توسط   | 

‏گزیده ای  از زندگانی امام حسین علیه السلام

‏پیشوای سوم شیعیان، امام حسین (ع) در تاریخ سوم شعبان سال چهارم هجری دیده به جهان گشودند. به دنبال شهادت امام حسن مجتبی علیه السلام، سیدالشهداء، حسین بن علی (ع) امامت و پیشوایی امت را عهده دار شدند و تا زمان به هلاکت رسیدن  معاویه حاکم ستمگر بنی امیّه، از رو در رو شدن علنی با حکومت خودداری کردند. اما پس از هلاکت معاویه و به حکومت رسیدن فرزندش یزید، امام از بیعت با حاکم جدید امتناع کردند. امام حسین (ع) ابتدا از مدینه به مکه هجرت کردند، ولی پس از آگاهی یافتن از توطئه ترور ایشان در حرم امن الهی توسط عمال یزید وهمچنین دعوت مردم کرفه ازآن حضرت، به سمت عراق کوچ کردند.آن حضرت روز دوم محرم سال 61 ‏هجری و به دنبال ممانعت سپاه کفر از ورود به کرفه و بإز گشت به مدینه، بناچار وارد سرزمین کربلا شدند  ازآن لحظه تا روز عاشورا، همواره نیروهای کمکی از طرف حکومت مرکزی به کربلا روانه می شدند و در این میان، کو فیان عهد شکن، یعنی همان دعوت کنند گان امام، در تجهیز سپاه کفر نقش مهمی بر عهده داشتند. روز هفتم محرم آب بر روی امام و یا ران و اهل بیت بسته شد و تشنگی شدّت گرفت و سرا نجام در روز عاشورا نبردی خونین آغاز شد. ابتل ا اصحاب با وفای امام حسین علیه السلام ‏ به فیض شهادت نائل آمدند و پس از آن اهل بیت و خویشاوندان آان حضرت جان نحود را در راه سرور و سالارشان فدا کردند.آخرین بازمانده قافله شهادت، یعنی سیدالشهداء علیه السلام نیز پس از نبردی خونین به دیدار رسول خدا شتافت تا بإ مرگ خویش عقیده حق و ارزشهای والای اسلامی و انسانی را احیا کند و بشریت در طول تاریخ شامل مکتب انسان ساز اسلام به دور از هرگونه انحراف و خرافه باشد.

‏به دنبال شهادت امام حسین علیه السلام، خاندادن آن حضرت به اسارت گرفته شدند. امّا آنان نیزاسارت خوبش را به حرکتی تبلیغی بر علیه بنی امیّه تبدیل کردند وبا افشای حقایق، قیام خونین شهدای کربلا را استمرار بخشیدند.

منبع نرم افزار ابوثمامه

 

 دوستانی که متن ۳۸صفحه ای کامل رامی خواهند ایمیل بدهند برایشان ارسال کنم

+ نوشته شده در  دوشنبه 24 دی1386ساعت 9:36 بعد از ظهر  توسط   |